ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
146
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) و چندان از آن زنان دفاع كرد كه آنان را پناه داد و به كوه گريختند . گويد ، در اين هنگام مرد ديگرى ديديم كه با او نيز چند زن بودند و او به جنگ و دفاع از ايشان برخاست و مىخواند : « سپيد چهرهيى كه ماده شير را بازى مىدهد و نقره از آن آكنده نمىشود ، [ ظاهرا كنايه از شمشير است ] مىداند كه امروز تند و شتابان ضربت مىزنم مانند ضربه زدن كسانى كه از شتر باردار كندرو دفاع مىكنند . » [ 1 ] و او نيز از آن زنها دفاع كرد چنان كه به كوه پناهنده شدند و خالد فرمان داد كه از دنبالهء آنان نرويم . عبّاس بن فضل از سفيان بن عيينه ، از عبد الملك بن نوفل بن مساحق قرشى ، از عبد اللّه بن عصام مزنى ، از پدرش نقل مىكند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) ما را به بطن نخله گسيل فرمود و گفت : اگر صداى مؤذّن نشنيديد يا مسجد نديديد كارزار كنيد . چون به مردى رسيديم پرسيديم : كافرى يا مسلمان ؟ گفت : بر فرض كه كافر باشم چه مىشود ؟ گفتم : اگر كافر باشى تو را مىكشيم . گفت : اجازه دهيد چيزى به اين زنان بگويم . پس به نزديك زنى از آنان رفت و گفت : اى حبيش در واپسين دم زندگى از من بر تو سلام باد و به سلامت باشى ، و اين ابيات را خواند : « نديدى كه در جستجوى شما بودم و شما را در حليه يا در خوانق [ 2 ] ديدم ؟ آيا عاشقى را كه در تاريكيهاى آخر شب و گرماى سخت نيمروزى راهها پيموده است نبايد پاداش داد ؟ من گناهى نداشتم كه در روزگار همسايگى گفتم پيش از آنكه حادثهيى بروز كند با محبت پاداشم بده . اينك نيز پيش از آنكه فراق در رسد و امير به جدايى و مرگ عاشق دورى كشيده فرمان دهد ، پاداشم ده . » [ 3 ]
--> [ 1 ] . قد علمت بيضاء تلهى العرسا * لا تملأ اللجين منها نهسا لاضربنّ اليوم ضربا وعسا * ضرب المذيدين المخاض القعسا اين ابيات هم در سيره ابن هشام با تفاوتهاى لفظى آمده است . - م . [ 2 ] . نام دو منطقه است . - م . [ 3 ] . اريتك اذ طالبتكم فوجدتكم * بحلية أو ادركتكم بالخوانق اما كان اهلا ان يتوّل عاشق * تكلّف ادلاج السرى و الودائق فلا ذنب لى قد قلت اذ نحن جيرة * اثيبى بودّ قبل احدى الصّفائق